
حضرت مولانا: دنیا همه هیچ و اهل دنیا همه هیچ ای هیچ برای هیچ بر هیچ مپیچ دانی که پس از عمر چه ماند باقی ؟ مهر است و محبت است و باقی همه هیچ....
ادامه مطلب
گـــــرچه از هر دو جهان هیچ نشد حاصل ما غــــم نباشد، چـــــــو بـــــود مهر تو اندر دل ما حاصل کونْ و مکان، جمله ز عکس رخ توست پس همین بس که همه کوْن و مکانْ حاصل ما جملـــــــه اسرار نهان است درونِ لب دوست لب گشا! پـــــــرده بــــــــرانداز ازین مشکل ما یـــــــــــا بکش یــا برَهان زین قفس تنگ، مرا یا بــــــــرون ساز ز دل، ایـــــن هــوس باطل ما لایـــــق طوْف حــــــــــریم تو ...
ادامه مطلب
شیرین من تلخی نکن با عاشق تموم میشن گم میشن این دقایق دنیای ما مال من و تو این نیست رو کوه دیگه فرهاد کوه کنی نیست یه روزی میاد که نمیدونیم کی هستیم یار کی بودیم و عشق کی بودیم و چی هستیم شیرین شیرینم واسه تو شدم یه فرهاد شیرین شیرینم نده زندگیمو بر باد نده زندگیمو بر باد نده زندگیمو بر باد من نمیگم فرهاد کوه کنم من تیشه به کوهها که نمیزنم من عاشق تو بی تو به کوه نمیره وقتی نباشی تو خودش میمیره+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم دی ۱۳۹۶ساعت 7:47  توسط امیر هودانلو &nb...
ادامه مطلب
ای کاش با تو میموندم ای کاش از تو میخوندمای کاش لحظه هام بوی تو رو داشت ای کاش ای کاشعشقت عشق دنیامه عشقت شوق فردامهعشقت ای کاش غم توی قلبم نمیذاشت ای کاش ای کاشای وای قلبم بی تابه ای وای چشمام بی خوابهکاش با من بودی هر شب هرجا مهتاب مهتابــــــــــهxa0 ای کاش ای کاش ای کاشچشمات چشمه نورند چشمات مست و مغرورندقلبت ای کاش شور و حال قلبمو داشتای کاش ای کاشبرگرد بی تو گریونم برگرد با تو میمونمای کاش اون نگات تنهام نمیذاشتای کاش ای کاشای وای قلبم بی تابه ای وای چشمام بی خوابهکاش با من بودی هر شب هرجا...
ادامه مطلب
وقتي مياي صداي پات، از همه جاده ها ميادانگار نه از يه شهر دور، كه از همه دنيا ميادتاوقتي كه در وا ميشه، لحظه ديدن مي رسههر چي كه جاده ست رو زمين، به سينه من مي رسهاي كه تويي همه، كسم ، بي تو مي گيره، نفسماگه تو رو داشته باشم ، به هرچي مي خوام، مي رسموقتي تو نيستي قلبمو واسه كي تكرار بكنمگلهاي خواب آلوده رو، واسه كي بيدار بكنم؟دسته كبوتراي عشق، واسه كي دونه بپاشه؟مگه تن من مي تونه، بدون تو زنده باشه؟عزيزترين سوغاتي غبار پيراهن توعمر دوباره منه، ديدن و بوييدن تونه من تو رو واسه خودم ، نه از سر هو...
ادامه مطلب
تو نه چنانی که منم ،من نه چنانم که تویی تو نه برxa0 آنی کهxa0xa0 منم ، من نه بر آنمxa0 کهxa0 تویی من همه در حکم توام، تو همه در خون منی گر مه و خورشید شوم ،من کم از آنم کهxa0 تویی با همه ای رشک پری، چون سوی من درگذری باش چنین تیز مران ، تا کهxa0 بدانمxa0 کهxa0 تویی دوشxa0 گذشتیxa0 ز درمxa0 ،بویxa0 نبردمxa0 زxa0 توxa0xa0 من کردxa0 خبر گوش مرا ، جان وxa0 روانمxa0 کهxa0 تویی چون تو مرا گوش کشان بردی از آنجا که منم برxa0 سرxa0 آنxa0xa0 منظره ها ، همxa0 بنشانم کهxa0 تویی مستم و تو مست ز من، سهو و خط...
ادامه مطلب
روضه خلد برین خلوت درویشان استمایه محتشمی خدمت درویشان استگنج عزلت که طلسمات عجایب داردفتح آن در نظر رحمت درویشان استقصر فردوس که رضوانش به دربانی رفتمنظری از چمن نزهت درویشان استآن چه زر میشود از پرتو آن قلب سیاهکیمیاییست که در صحبت درویشان استآن که پیشش بنهد تاج تکبر خورشیدکبریاییست که در حشمت درویشان استدولتی را که نباشد غم از آسیب زوالبی تکلف بشنو دولت درویشان استخسروان قبله حاجات جهانند ولیسببش بندگی حضرت درویشان استروی مقصود که شاهان به دعا میطلبندمظهرش آینه طلعت درویشان استاز کران تا به ...
ادامه مطلب
یاد من باشد فردا دم صبحجور دیگر باشمبد نگویم به هوا، آب ، زمینمهربان باشم، با مردم شهرو فراموش کنم، هر چه گذشتخانه ی دل، بتکانم ازغمو به دستمالی از جنس گذشت ،بزدایم دیگر،تار کدورت، از دلمشت را باز کنم، تا که دستی گرددو به لبخندی خوشدست در دست زمان بگذارمیاد من باشد فردا دم صبحبه نسیم از سر صدق، سلامی بدهمو به انگشت نخی خواهم بستتا فراموش، نگردد فردازندگی شیرین است، زندگی باید کردگرچه دیر است ولیکاسه ای آب به پشت سر لبخند بریزم ،شایدبه سلامت ز سفر برگرددبذر امید بکارم، در دللحظه را در یابممن به ...
ادامه مطلب
انسان ها زود پشیمان می شوند گاه از گفته هایشان گاه از نگفته هایشان اما سراغ ندارم کسی را که از مهربانی پشیمان شده باشد زیرا که مهربانی منطقی ترین گفت و گوی زندگیست ... زندگی تان سرشار از مهربانی ...
ادامه مطلب
به نام خدا اگر چه سینه را غم میخراشد مرا با حرمله کاری نباشد اگرچه تا به محشر اشکبارم ولیکن یک سخن با تیر دارم چرا ای تیر برحنجر نشستی؟ بر این بی بال و پر تا پر نشستی ؟ چه میشد مثل گردون گشته بودی ؟ به قلب حرمله بنشسته بودی جوابی داد و بر درد من افزود بگفتا بس که بود نیکو شمایل بریدن دل بود از او مشکل از این رو بود که بر حنجر نشستم بر این بی بال و پر تا پر نشستم ولیکن تا به محشر خونبارم چو بیرون آمدم خون گریه کردم...
ادامه مطلب
زندگی است دیگر!همیشه همه سازهایش کوک نیست!باید یاد گرفت با هر سازش برقصیم،حتی با ناکوک ترین کوک آن...اصلا رقص و ساز و کوکش را فراموش کن!حواست باشد به این روزهایی که دیگر برنمی گردد ...به وقت هایی که مثل باد می آیند و می روند به این سالها که مانند برق می گذرند....
ادامه مطلب
دوستت دارم های سیزده سالگی راروی بخار شیشه ی کلاس کشیدیمبا یک قلبو حرف اول یک اسمدوستت دارم های بزرگ تر رادر نامه های عاشقانه نوشتیمپنهانشان کردیمهنوز هم یکی از آن نامه ها آنجاستمن از ترس مادرمجوری پنهانش کردم که حتی خودم هم نتوانستم پیدایش کنمدوستت دارم،و در حوالی سی سالگیشاید دیگر قلبی روی بخار شیشه نکشم اماهنوز هم پر از دوستت دارم هستمچند تا از دوستت دارمهایم رابرایت مربای آلبالو درست کرده امچند تا راگرد گرفته ام از اشیابا یکی از آنهاپیرهنت را اتو کرده امو با یکیبا یکی دارماین شعر را برایت می...
ادامه مطلب
با مـــن قدم بزن، تنهاتــــر از همهاِی مصرعِ سکوت، در شعرِ همهمهبا مــن قدم بزن، چله نشینِ عشقفرمانروای قلب در سرزمینِ عشق...
ادامه مطلب
بعضي آدم ها را نميشود داشتفقط ميشود يک جور خاصي دوستشان داشت!بعضي آدم ها اصلا براي اين نيستندکه براي تو باشند يا تو براي آن ها...اصلا به آخرش فکر نمي کنيآنها براي اينند که دوستشان بداري!آن هم نه دوست داشتن معمولي نه حتي عشقيک جور خاصي دوست داشتن که اصلا هم کم نيستاين آدم ها حتي وقتي که ديگر نيستند همدر کنج دلت تا ابد يه جور خاص دوست داشته خواهند شد......
ادامه مطلب
هر چی آرزوی خوبه مال توهرچی که خاطره داری مال مناون روزای عاشقونه مال تواین شبهای بیقراری مال منمنم و حسرت با تو ما شدن تویی و بدون من رها شدنآخر غربت دنیاست مگه نهاول دو راهی آشنا شدنتو نگاه آخر تو آسمون خونه نشین بوددلتو شکسته بودم همه ی قصه همین بودمی تونستم با تو باشم مثل سایه مثل رویااما بیدارمو بی تو مثل تو تنهای تنها...
ادامه مطلب